معنی رخ دادن
9 بازدید
[ رُ دَ ] (مص مرکب) حادث شدن. روی دادن. اتفاق افتادن. (یادداشت مؤلف). پیش آمدن. واقع شدن و حادث شدن. (فرهنگ نظام). عارض شدن. روی آور شدن. (ناظم الاطباء): حوادث بدی برای ما رخ داد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «رخ دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر