معنی رخوة
7 بازدید
[ رَخْ وَ ] (ع ص) رُخْوة. رِخْوة. مؤنث رَخْو. نرم و سست از هر چیزی. (ناظم الاطباء). مؤنث رَخْو. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به رِخْوة در معنی وصفی شود.[ رِخْ وَ ] (ع مص) مصدر به معنی رخاوة. (ناظم الاطباء). سست و نرم شدن. (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به رخاوة شود.[ رِخْ وَ ] (ع اِمص) سستی و نرمی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (ص) مؤنث رِخْو. نرم و سست از هر چیزی. (ناظم الاطباء). مؤنث رِخْو. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به رَخْوة شود. - حروف رخوة؛ سیزده حرف است بدین تفصیل: «خس»، «حظ»، «شص»، «هز»، «ضغث»، «فذ». (ناظم الاطباء). حروف رخوه سیزده است و آن چندی از حروف تهجی است که به نرمی از زبان برآیند یجمعها: خس، حظ، شص، هز، ضغث، فذ. (آنندراج) (منتهی الارب). حروف رخوة سیزده حرف است: ث، ح، خ، ذ، ز، س، ش، ص، ض، ظ، غ، ف، ه. (غیاث اللغات). رجوع به رخوه شود.[ رُخْ وَ ] (ع ص) رَخْوة. رِخْوة. رجوع به رَخْوة شود.
کلمات همقافیه با «رخوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر