معنی رخسارزرد
6 بازدید
[ رُ زَ ] (ص مرکب) زردرخسار. که رخساری زرد داشته باشد. که گونه هایی زرد دارد: در آرزوی روی تو هر صبحدم چو من رخسارزرد خیزد از بستر آفتاب. خاقانی.
کلمات همقافیه با «رخسارزرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر