معنی رخزردی
5 بازدید
[ رُ زَ ] (حامص مرکب) صفت رخ زرد. حالت رخ زرد. زردرویی. روی زردی. زردرو بودن. زردرخ بودن : دل سیاهی دهند و رخ زردی بهل این سرخ و سبز [ شراب و بنگ ] اگر مردی. اوحدی. و رجوع به رخ زرد و روی زرد و زردرویی شود.
کلمات همقافیه با «رخزردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر