معنی رخت بستن

معنی رخت بستن

8 بازدید
[ رَ بَ تَ ] (مص مرکب) تهیهٔ سفر کردن. || سفر کردن. (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام) (غیاث اللغات). کنایه از سفر کردن است. (از برهان) (آنندراج): سپارم ترا پادشاهی و تخت چو بهتر شوی ما ببندیم رخت.فردوسی. اختران پیش گرز گاوسرش رخت بر گاو آسمان بستند.خاقانی. گهی گفت ای قدح شب رخت بندد تو بگری تلخ تا شیرین بخندد.نظامی. برون رفت و زآن گنجدان رخت بست بدان گنج و گوهر نیالود دست.نظامی. دلا منشین که یاران برنشستند بنه بربند کایشان رخت بستند.نظامی. به اندیشهٔ کوچ می بست رخت.نظامی. خنک هوشیاران فرخنده بخت که پیش از دهل زن ببندند رخت.(بوستان). وز آنجا کرد عزم رخت بستن که دانش نیست بیحرمت نشستن.سعدی. نه فراغت نشستن نه شکیب رخت بستن نه مقام ایستادن نه گریزگاه دارم.سعدی. نه آسایش در آن گلزار ماند کز او گل رخت بندد خار ماند.جامی. دوست گفتم ز گفت خود خجلم دوستی رخت بست از تهران. ملک الشعراء بهار. - رخت سفر بستن؛ آمادهٔ سفر شدن. مهیای کوچ گردیدن. ساز سفر آراستن. آمادهٔ رحلت گشتن : گروهی مردمان را دید هر یکی را به قراضه ای در معبر نشسته و رخت سفر بسته. (گلستان). کاروان رخت سفر بست و از آن می ترسم که کنم گریه و سیلاب برد محمل را.؟ || مردن. (ناظم الاطباء). کنایه از مردن. (لغت محلی شوشتر). کنایه از سفر کردن آخرت. (از برهان): چه با رنج باشی چه با تاج و تخت ببایدت بستن بفرجام رخت.فردوسی. چه با گنج و تخت و چه با رنج سخت ببندیم هر گونه ناچار رخت.فردوسی. سیاهی بپوشید و در غم نشست چو وقت آمد او نیز هم رخت بست.نظامی. - رخت کسی را بر تخته (تابوت) بستن؛ کشتن. (یادداشت مؤلف): بدو گفت کای ترک برگشته بخت همین دم ببندمت بر تخته رخت.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «رخت بستن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید