معنی ربک

معنی ربک

6 بازدید
[ رَ ] (ع مص) درآمیختن و نیکو ساختن اشکنه را. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آمیختن و نیکو گردیدن ثرید. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). آمیختن. (مصادراللغة زوزنی). || انداختن کسی را در گل و لای. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ربیکه ساختن. (منتهی الارب) (مصادراللغة زوزنی) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ربیکه ساختن و آن طعامی است که از خرما و روغن و ماست سازند. (آنندراج). طعامی ساختن از خرما و روغن. (تاج المصادر بیهقی).
[ رَ بِ ] (ع ص) مرد سست حیله. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (آنندراج). مرد ضعیف حیله. (از اقرب الموارد). بینوا. (تاج المصادر بیهقی).
[ رَ بَ ] (ع مص) شوریده شدن و بر هم گردیدن کار. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ رُ بَ ] (ع ص) مرد شوریده عقل در کار خود. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). و رجوع به رِبَکّ شود.
[ رِ بَ ک ک ] (ع ص) رُبَک. مرد شوریده عقل در کار خود. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به ربک شود.

کلمات هم‌قافیه با «ربک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید