معنی رباخواری
6 بازدید
[ رِ خوا / خا ] (حامص مرکب) رباخوارگی. خوردن پول ربا. عمل رباخوار. پول فزونی حرام خواری : رباخواری مکن این پند بنْیوش که با شیر رباخور کرد خرگوش.نظامی.
کلمات همقافیه با «رباخواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر