معنی رباخور
6 بازدید
[ رِ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) رباخوار. رباخواره : رباخواری مکن این پند بنیوش که با شیر رباخور کرد خرگوش.نظامی. و رجوع به رباخوار و رباخواره و ربا شود.
کلمات همقافیه با «رباخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر