معنی رای برانداختن
6 بازدید
[ بَ اَ تَ ] (مص مرکب) اظهار عقیده کردن. نظر دادن. رای زدن. اظهار نظر کردن. نظر دادن. راهنمائی کردن : برانداز رایی که یاری دهد ازین وحشتم رستگاری دهد.نظامی. دگرگونه دانا برانداخت رای که سیماب دارد در آن آب جای.نظامی.
کلمات همقافیه با «رای برانداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر