معنی رای اوفتادن
6 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) رای افتادن. رای فتادن. رجوع به رای افتادن شود. || صاحب ارمغان آصفی رای افتادن را بمعنی راه افتادن و آغاز حرکت کردن و به راهپیمایی پرداختن آورده است و شعر ذیل را از نظامی شاهد آورده، اما گمان میرود که تصحیف راه اوفتاد باشد: مهد براهیم چو رای اوفتاد بیم ره آمد دو سه جای اوفتاد. نظامی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «رای اوفتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر