معنی رای انداختن
7 بازدید
[ اَ تَ ] (مص مرکب) رای برانداختن. اظهار عقیده کردن. رجوع به رای برانداختن شود.
کلمات همقافیه با «رای انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر