معنی راه افکندن
7 بازدید
[ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) گذر کردن. رفتن راه. - راه افکندن (فکندن) در جایی؛ کنایه از راه رفتن. (بهار عجم) (آنندراج) (ارمغان آصفی): آن حرم قدس چو واپس فکند راه در اقصای مقدس فکند. امیرخسرو دهلوی (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «راه افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر