معنی راهتوشه
7 بازدید
[ شَ / شِ ] (اِ مرکب) آنچه از خوردنی که مسافر همراه خویش برگیرد. توشهٔ راه. زاد راه : هریکی در جوال گوشهٔ خویش کرده ترتیب راه توشهٔ خویش.نظامی. وآن لحظه که در غم تو می مرد غمهای تو راه توشه می برد.نظامی. چون شدم سربزرگ درگاهش یافتم راه توشه از راهش.نظامی.
کلمات همقافیه با «راهتوشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر