معنی راهت
7 بازدید
[ ] (اِخ) نام رودی به هندوستان و ظاهراً از شعبه های رود گنگ. فرخی در یکی از قصاید خود که در ذکر غزوات و فتوحات سلطان محمود غزنوی در هند است بدین رود اشاره کند و گوید: بیک شبانروز از پای قلعهٔ سربل برود راهت شد تازیان بیک هنجار به پیش راه وی اندر پدید شد رودی هلال زورق و خور لنگر و ستاره سنار چه صعب رودی دریانهاد و طوفان سیل چه منکر آبی، پیل افکن و سواراوبار چو کوه کوه درو موجهای تندروش چو پیل پیل نهنگان هول مردم خوار. فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۶۳).
کلمات همقافیه با «راهت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هت» برای سرودن شعر