معنی راضی باللّه

معنی راضی باللّه

5 بازدید
[ بِلْ لاه ] (اِخ) ابوالعباس احمدبن المقتدربن المعتضد، از خلفای عباسیان بود و با او در سال ۳۲۲ هـ . ق. بیعت کردند. صاحب تجارب السلف گوید: وی شاعر و فصیح و ذکی و عاقل و متفرد شد بچیزها که قبل از او هیچ خلیفه آن نداشت یکی آنکه اشعار او را مدون کردند و پیش از او هیچ خلیفهٔ عباسی را دیوان شعر نیست. دیگر آنکه تدبیر ملک، خویش میکرد و باستشارت وزراء محتاج نمی شد. دیگر آنکه روز آدینه را بر منبر خطبه کرد و هیچ خلیفه را بعد از او آن اتفاق نیفتاد، و در ایام او کار مرداویج در اصفهان قوت گرفت و او مردی بود که در عراق عجم خروج کرد و لشکری جمع آورد و آوازه درافتاد که او میخواهد ملک را از اعراب بستاند و بپارسیان دهد. در این میان ناگاه غلامان او را بکشتند و آن فتنه فرو خوابید و هم در ایام راضی کار آل بویه بالا گرفت. اما کار خلافت ضعیف شد و حکام اطراف غالب گشتند، پارس را علی بن بویه و ری و اصفهان و دیگر بلاد را برادرش حسن بن بویه و موصل و دیاربکر را ربیعةبن حمدان داشتند و مصر و شام در دست محمدبن طغج بود و بعد از او بفاطمیان منتقل گشت و اندلس را عبدالرحمان بن محمد اموی داشت و خراسان و دیگر بلاد شرقی از آن نصربن احمد سامانی بود. راضی در سال ۳۲۷ هـ . ق. درگذشت. وزرای او عبارت بودند از: ۱- ابن مقله ۲- عبدالرحمان عیسی بن جراح ۳- ابوجعفر محمدبن قاسم کرخی ۴- سلیمان بن حسن بن ملخد ۵- ابوالفتح فضل بن جعفربن فرات ۶- ابوعبداللََّه احمدبن محمد بریدی. (از تجارب السلف ص ۲۱۶ تا ۲۱۹). و رجوع به تاریخ گزیده ص ۳۴۴ و چهارمقاله ص ۹۶ و ۲۵۲ و مجمل التواریخ و القصص ص ۳۷۸ و خاندان نوبختی ص ۲۰۲ و تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ص ۸۷ و غزالی نامه ص ۲۳ و آتشکدهٔ آذر ص ۱۷۷ و احوال و اشعار رودکی ج ۱ ص ۳۹۹ و تاریخ اسلام ص ۲۰۶ و کامل ابن اثیر ص ۱۰۶ و فهرست کتاب الاوراق و شدالازار ص ۳۵۸ و ۳۶۳ و عقدالفرید ج ۴ ص ۲۵۱ و قاموس الاعلام ترکی و اعلام المنجد و الاعلام زرکلی و فهرست عیون الانباء و تاریخ الحکماء قفطی و فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۱۷ شود.

کلمات هم‌قافیه با «راضی باللّه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ّه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید