معنی راضی اصفهانی

معنی راضی اصفهانی

7 بازدید
[ یِ اِ فَ ] (اِخ) از شعرای ایران و از اصفهان بود علاوه بر شعر در هنر نقاشی نیز استادی چیره دست و نامی بشمار میرفت و به «زمانای نقاش» معروفیت داشت. او در سال ۱۱۱۲ هـ . ق. در قید حیات بود. مثنوی و دیوانی از وی باقی مانده و بیت زیر از اوست: گر وحشیانه از روش خلق می رمم عذرم بسی بجاست که مردم ندیده ام. و رجوع به صبح گلشن ص ۱۷۰ و ۱۹۱ و روز روشن ص ۲۷۱ و ذریعة ج ۹ ص ۳۴۷ و ۴۰۶ و آتشکدهٔ آذر ص ۱۷۶ و تذکرهٔ غنی ص ۶۲ و قاموس الاعلام ترکی ج ۳ و ریحانة الادب ج ۲ ص ۶۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «راضی اصفهانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید