معنی ذومرحب
6 بازدید
[ مَ حَ ] (اِخ) مرحب نام بتی بوده است به حضرموت و سادن آنرا ذامرحب می گفتند.[ مَ حَ ] (اِخ) (آل...) خاندانی است آل ذی مرحب بن ربیعةبن معاویةبن معدیکرب را بحضرموت و از این خاندان است وائل بن حجر صحابی. (یاقوت در معجم البلدان ذیل کلمهٔ مظة) و ربیعةبن معدیکرب خادم بت مرحب بحضرموت بوده است. (منتهی الارب).[ مَ حَ ] (اِخ) القیل الحضرمی. یکی از اذواء و اقیال که شمشیری معروف داشته است بنام ذواد.
کلمات همقافیه با «ذومرحب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حب» برای سرودن شعر