معنی ذومرخ
5 بازدید
[ مَ رَ ] (اِخ) وادیی است بحجاز. حطیئة گوید: ماذا تقول لافراخ بذی مرخ حمرا الحواصل لاماء و لاشجر القیت کاسبهم فی قعر مظلمة فاغفر علیک سلام اللََّه یا عمر.(المرصع). || بیابانی به یمن. رجوع به ذوالمرخ شود. (المرصع). || وادیی است بسیار درخت نزدیک فدک. (المرصع). و رجوع به عقد الفرید ج ۶ ص ۱۴۴ و ۱۶۷ شود.
کلمات همقافیه با «ذومرخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر