معنی دیوگیری
6 بازدید
[ وْ ] (حامص مرکب) عمل و صفت دیوگیر. رجوع به دیوگیر شود. || (ص نسبی) نوعی از قماش باشد که در دیوگیر [ شهر ] می بافند که آن دولت آباد است. (برهان) (آنندراج). منسوب به شهر دیوگیر.
کلمات همقافیه با «دیوگیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر