معنی دیوهیکل
5 بازدید
[ وْ هَ کَ ] (ص مرکب) آنکه دارای شکل و هیئت دیوان است. دیوقامت. بی اندام. بدقواره : ز لاحولم آن دیوهیکل بجست پری پیکر اندر من آویخت دست.سعدی.
کلمات همقافیه با «دیوهیکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر