معنی دیوه کش
6 بازدید
[ وَ کُ ] (اِخ) دیوکش. نام خاندانی از علماء بمرو. سبب تسمیه آنان به دیوه کش آن است که آنان شغل ابریشم می ورزیدند و کرمهای ابریشم را به آفتاب می کشتند چه بفارسی کرم قز را دیوه گویند. (از انساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «دیوه کش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر