معنی دیوزای
9 بازدید
[ وْ ] (نف مرکب) (از: دیو +زای، زاینده) دیوزاینده. زنی که بچه های شیطان صفت زاید. || کنایه از مردم غصه ناک. (برهان). مغموم. (ناظم الاطباء). || کنایه از مردم غضب آلود باشد. (از برهان). تندخوی. (ناظم الاطباء). خشم آلود: دیوزائیست کو بدست بشر هیچ حرز امان نخواهد داد.خاقانی.
کلمات همقافیه با «دیوزای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر