معنی دیرگیر
7 بازدید
(نف مرکب) که دیر مؤاخذه کند. اغماض کننده : در خطا دیرگیر و زودگذار در عطا سخت مهر و سست مهار.سنایی. در وی آهسته رو که تیزهش است دیرگیر است لیک زودکش است. نظامی (هفت پیکر ص ۳۵۸). - امثال: خدا دیرگیر است لیکن سخت گیر است.
کلمات همقافیه با «دیرگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر