معنی دیرگوارد
6 بازدید
[ گُ ] (ص مرکب) دیرگذار. عسر الانهضام. بطی ءالهضم. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دیرگوارد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر