معنی دید و بازدید
8 بازدید
[ دی دُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) ملاقاتهای رسمی چنانکه در اعیاد و ورود مسافر و مانند آن. معاشرت و مخالطت و آمد و شد بخانهٔ یکدیگر در اعیاد و امثال آن. دید و بازدیدهای نوروز تجدید عهد دوستی و قرابت با کسان و آشنایان در نوروز. (یادداشت مؤلف). دید و وادید. دیدن. وادیدن. دیدن کردن. دیدنی کردن. بملاقات رفتن برای دیدن همدیگر خصوصاً برای دیدن شخصی که قبلاً بخانهٔ او آمده باشد چنانچه بعد از عید برای تهنیت هم میروند. (آنندراج) (بهار عجم): چنان دلم ز غم دید و بازدید شکست که ناخنم بجگر از هلال عید شکست. وحدت.
کلمات همقافیه با «دید و بازدید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر