معنی دید و شناخت
5 بازدید
[ دی دُ شِ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) دیدار و دوستی. ملاقات و آشنایی : دریغ صحبت دیرین و حق دید و شناخت که سنگ تفرقه ایام در میان انداخت. سعدی.
کلمات همقافیه با «دید و شناخت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خت» برای سرودن شعر