معنی دیده‌گاه

معنی دیده‌گاه

7 بازدید
[ دی دَ / دِ ] (اِ مرکب) (از: دیده +گاه، پسوند مکان) دیده گاه. (جهانگیری). دیدگه. جای نشستن دیده بان باشد. (برهان) (انجمن آرا). جائی که دیدبان نشیند. (شرفنامهٔ منیری). جای نشستن دیده بان است و میتواند که اینجا لفظ دید بدون «ها» بود. (آنندراج). رصدگاه. مرصاد. مرقبة. مرصد: پدید آمد از دور گرد سپاه غو دیده بان آمد از دیده گاه.فردوسی. خروشی بلند آمد از دیده گاه بگودرز کای پهلوان سپاه.فردوسی. چو از راه برخاست گرد سپاه نگه کرد بینادل از دیدگاه.فردوسی. وزان پس خروش آمد از دیدگاه که گرد سواران برآمد ز راه.فردوسی. سواران او را بدان دیده گاه بر دیده بان دید مانده براه.اسدی. چو زی اژدها ماند یک میل راه بدیدند بر ره یکی دیده گاه.اسدی. خروشی برآمد از آن دیدگاه که فردا برآید ز ایران سپاه.جلالی. رجوع به دیدگاه شود. || منظره. چشم انداز.

کلمات هم‌قافیه با «دیده‌گاه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید