معنی دیده‌گه

معنی دیده‌گه

6 بازدید
[ دی دَ / دِ گَ هْ ] (اِ مرکب) (از: دید +هـ +گه، مخفف گاه) دیدگاه. جای نشستن دیده بان. (برهان). دیدگاه. (شرفنامهٔ منیری). رصدگاه. مرصاد. مرصد: نوندی بیفکند پس دیده بان از آن دیده گه تا در پهلوان.فردوسی. همی رفت تا مرز توران رسید که از دیده گه دیدبانش بدید.فردوسی. چو از دیده گه دیده بان بنگرید زمین را چو دریای جوشنده دید.فردوسی. چو از دیده گه دیدبانش بدید سوی زابلستان فغان برکشید.فردوسی. سپیده دمان او بجایی رسید که از دیده گه دیده بانش ندید.فردوسی. سوی پهلوان روی برگاشتند وزان دیده گه نعره برداشتند.فردوسی. گو غنیمت شمار صحبت ما که تو در خواب و ما به دیده گهیم.حافظ. رجوع به دیدگاه و دیده گاه شود.

کلمات هم‌قافیه با «دیده‌گه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید