معنی دیدهوری
7 بازدید
[ دی دَ / دِ وَ ] (حامص مرکب) عمل دیده ور. بینائی. (یادداشت مؤلف): منگر که چگونه آفریده ست کاین دیده وری ورای دیده ست.نظامی. دامن تو دیده وری داشتی تخم هدایت دگری کاشتی.جامی.
کلمات همقافیه با «دیدهوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر