معنی دیدو
8 بازدید
[ دُ ] (اِخ) بانی و ملکهٔ افسانه ای کارتاژ. دختر شاه صور بود و گویند الیسا نام داشت. شوهرش بدست برادرش پوگمالیون که بجای پدر بسلطنت صور نشست بقتل رسید. دیدو با پیروان خود صور را ترک گفت و با کشتی نخست به قبرس و از آنجا به افریقای شمالی رفت و کارتاژ را بنا نهاد. بر طبق بعضی از افسانه های رومی در سفر «انه» به کارتاژ، دیدو عاشق او شد و بقول ویرژیل در «انئید» دیدو آتشی برافروخت و خود را در آن هلاک کرد. (دائرة المعارف فارسی). دختر پلوس پادشاه شهر صور که در حدود ۸۸۰ ق.م. به افریقا گریخت و در شمال تونس کنونی حصار کارتاژ را بنیان نهاد. (ترجمهٔ تمدن قدیم فوستل دوکولانژ).[ دُ ] (اِخ) فرانسوا آمبرواز. (۱۷۳۰-۱۸۰۴ م.) چاپگر فرانسوی که بعضی او را بهترین چاپگر عصر خود و حتی بهترین چاپگران شمرده اند. پدرش فرانسوا دیدو نیز چاپگر بود و پسرانش پیر دیدو ۱۷۶۱-۱۸۵۳ م. و فیرمن دیدو ۱۷۶۴-۱۸۳۶م. هنر خانوادگی را حفظ کردند و فیرمن نخستین کسی بود در فرانسه که از روی صفحه های سترئوتایپ کتاب چاپ کرد. (دائرة المعارف فارسی).(اِخ) دهی است از دهستان زیرکوه سورتیجی بخش چهاردانگهٔ شهرستان ساری دارای ۶۵ تن سکنه. آب آن از چشمه و رودخانهٔ گرم آب و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «دیدو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دو» برای سرودن شعر