معنی دیدهبوسی
8 بازدید
[ دی دَ / دِ ] (حامص مرکب) بوسیدن چشم. بوسه بر دیده دادن. - دیده بوسی کردن؛ بوسیدن چشم: حسن را از جانب من دیده بوسی کنید. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دیدهبوسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر