معنی دیدهبانی
6 بازدید
[ دی دَ ] (حامص مرکب) دیدبانی. عمل و شغل دیده بان. کار دیده بان : چرا از دیو جستم مهربانی چرا از کور جستم دیده بانی. (ویس و رامین). چه آن کز او بیوسد مهربانی چه آن کز کور جوید دیده بانی. (ویس و رامین). دیده بانی مجو، ز دیدهٔ کور آب شیرین نزاید از گل شور.مکتبی. اگر چشمان نکردی دیده بونی چه دونی دل که خوبان در کجابی.باباطاهر. - امثال: از کور دیده بانی نیاید.
کلمات همقافیه با «دیدهبانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر