معنی دیدار گشتن
8 بازدید
[ گَ تَ ] (مص مرکب) مرئی شدن. (یادداشت مؤلف). پدیدار شدن : ببزم و به نخجیر بر کوه و دشت چنین تا بژی برز دیدار گشت. اسدی (گرشاسب نامه ص ۳۴۸).
کلمات همقافیه با «دیدار گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر