معنی دوستنوازی
7 بازدید
[ نَ ] (حامص مرکب) کیفیت و حالت دوست نواز. نواخت و مهربانی نسبت به دوستان. دوست پروری : بس کس که به مال تو کند دوست نوازی بس کس که به جاه تو کند دشمن مالی. سوزنی. و عادت دشمن سوزی و دوست نوازی آن مهر سپهر سرافرازی... باقی و پایدار ماند. (حبیب السیر چ سنگی ج ۳ ص ۳۲۳). رجوع به دوست نواز شود.
کلمات همقافیه با «دوستنوازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر