معنی دوستر
6 بازدید
[ تَ ] (ص تفضیلی) مخفف دوست تر. بهتر و عزیزتر و محبوب تر و لایقتر به دوستی. (ناظم الاطباء): کیست از تازک و از ترک در این صدر بزرگ که نه اندر دل وی دوستری از زر و سیم. ابوحنیفهٔ اسکافی. - دوستر داشتن؛ بیشتر دوست داشتن. گرامی تر داشتن از. عزیزتر شمردن از: در باب تجمل و غلامان و... زیادتها فرمودی که او را دوستر داشتی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۱۲). ببخشد کشوری بر بانک رودی ز ملکی دوستر دارد سرودی.نظامی. جهاندار از جهانش دوستر داشت جهان چبود ز جانش دوستر داشت.نظامی.
کلمات همقافیه با «دوستر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر