معنی دوستداشته
6 بازدید
[ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) معشوق. (منتهی الارب). محبوب. (دهار). دلپذیر و مطبوع. (یادداشت مؤلف): [ از غذاها وداروها ] آنچه گرمیش و تری معتدل است... و سودمند و دوست داشته. (التفهیم). رجوع به دوست داشتن شود.
کلمات همقافیه با «دوستداشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر