معنی دور و بر
7 بازدید
[ دَ / دُو رُ بَ ] (ترکیب عطفی، ق مرکب) دوروور. حوالی. اطراف. پیرامون. پیرامن. حول. گرد. گرداگرد. دورتادور. گردبرگرد. (یادداشت مؤلف). - دوروبریها؛ اطرافیان. حاشیه نشینان. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دور و بر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر