معنی دور نمودن
6 بازدید
[ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) دور کردن. (یادداشت مؤلف). عنش. تعزیب. دحور. دحر. عذم. (منتهی الارب). رجوع به دور کردن شود.
کلمات همقافیه با «دور نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر