معنی دور درافتادن
7 بازدید
[ دَ اُ دَ ] (مص مرکب) گود رفتن. گود افتادن. به گودی افتادن. دور برافتادن. (یادداشت مؤلف): و علامت وی آن است که چشم دور درافتاده باشد و پژمرده شود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «دور درافتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر