معنی دور اندیشیدن
8 بازدید
[ اَ شی دَ ] (مص مرکب) اندیشهٔ آیندهٔ دور را کردن. تدبیر آینده نمودن. دوراندیشی. مآل اندیشی. تعمق؛ دوراندیشیدن در کار و دور اندیشیدن در سخن. امعان؛ دور اندیشیدن در کار. (منتهی الارب). رجوع به دوراندیش و دوراندیشه و دوراندیشی شود.
کلمات همقافیه با «دور اندیشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر