معنی دور اوفتادن
8 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) دور افتادن. برکنار ماندن. دورفتادن. جدا شدن. جدا ماندن : من از کنار تو دور اوفتاده ام چه عجب گرم قرار نباشد که داغ هجران است.سعدی. چو از بی دولتی دور اوفتادیم به نزدیکان حضرت بخش ما را.سعدی.
کلمات همقافیه با «دور اوفتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر