معنی دوری جستن
8 بازدید
[ جُ تَ ] (مص مرکب) دوری کردن. دوری گزیدن. دوری خواستن. اجتناب ورزیدن. اجتناب. احتراز. تحرز. تجنب. (یادداشت مؤلف). استبعاد. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «دوری جستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر