معنی دورفرسنگ
6 بازدید
[ فَ سَ ] (ص مرکب) بسیار دور. سخت بعید. راه دور و دراز. (یادداشت مؤلف): گرفتم رهی دورفرسنگ پیش ندانم که آیم بر اورنگ خویش.نظامی.
کلمات همقافیه با «دورفرسنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر