معنی دودلی
9 بازدید
[ دُ دِ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی دودل. ارتیاب. شک ورزیدن. دودل بودن. دودله بودن. تردید. تردد. تعلل. شک. ذبذبة. تذبذب. شک و تردید. مردد بودن. (یادداشت مؤلف): ادبم مکن که خردم خللم مبین که خاکم ببر از نهاد و طبعم دودلی و ده زبانی.نظامی.
کلمات همقافیه با «دودلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر