معنی دوالین
5 بازدید
[ دَ ] (ص نسبی) از دوال. تسمه ای چرمی. دوالی : عمید خراسان می آمد و ساختی دوالین بر اسب افکنده بود و قبایی و ردایی پوشیده. (اسرار التوحید چ صفا ص ۹۷). نردبان پایهٔ دوالین بود کز پی آن بلندبالین بود.نظامی.
کلمات همقافیه با «دوالین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر