معنی دوالیک
7 بازدید
[ دَ ] (ع مص) نوبت به نوبت گرفتن. (آنندراج). || به نوبت بر کاری بودن. یعنی تداولاً بعد تداول. (منتهی الارب). به نوبت بر کاری بودن. (آنندراج). || بر سر پای نشستن و خویشتن را ورچیدن جهت رفتار. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دوالیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر