معنی دواله
6 بازدید
[ دَ / دُ لَ / لِ ] (اِ) تسمه ای که بدان قمار بازند. (از برهان). نام بازی است. (فرهنگ جهانگیری). به معنی دویره است. (فرهنگ اوبهی).[ دَ لَ / لِ ] (اِ) دارویی است خوشبوی و آن اشنان است که در مشک خشک کنند. شیبة العجوز. (از برهان). اسم فارسی اشنه است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). چیزی است سپید مانند رگ پوست کنده که بر درخت بلوط و صنوبر و جز آن متکون می شود و می پیچد. عربی آن اشنه است. (منتهی الارب) (از آنندراج). اشنه و صاحب ذخیره آن را در شمار عطرها آورده است. (یادداشت مؤلف). معروف است در زمین توران و مغان بسیار است و بر روی زمین افتاده می باشد بی آنکه به جایی متعلق باشد. (نزهة القلوب).
کلمات همقافیه با «دواله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر