معنی دوالکه
7 بازدید
[ دُ اَ لَ کَ / کِ ] (ص نسبی مرکب) (مرکب از: دو +الک +هـ نسبت) دو بار بیخته: نان دوالکه؛ نانی که آرد آن سبوس و نخاله کمتر از حد عادی و معمولی دارد. (یادداشت مؤلف). || دوتنوره. دوباره تنور. دوآتشه. (یادداشت مؤلف). که دو بار آرد آن را با الک بیخته و گرفته باشند. || نوعی نان خشک بی روغن و شکر. رجوع به دوآتشه و دوتنوره شود.
کلمات همقافیه با «دوالکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر