معنی دوء
7 بازدید
[ دَ ] (ع مص) بیمار گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). داء. (ناظم الاطباء). دردمند شدن. (دهار). رجوع به داء شود.
کلمات همقافیه با «دوء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وء» برای سرودن شعر