معنی دو هزار

معنی دو هزار

8 بازدید
[ دُ هِ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای ییلاق شهرستان شهسوار است. این دهستان تقریباً در ۴۰هزارگزی جنوب باختری شهسوار در ارتفاع ۲هزارگزی واقع و هوای آن سردسیر است و آب آن از چشمه سارهای کوهستان. این دهستان زمستان چندان سکنه ندارد ولی تابستان اضافه بر سکنهٔ آن که از قشلاق مراجعت می نمایند عدهٔ زیادی از اهالی دهستان خرم آباد برای استفاده از هوا به این دهستان می روند. این دهستان از ۱۶ آبادی تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۲۸۰۰ تن و قراء مهم آن: استوج. میان کوه و بوسه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). از بلوکات ناحیهٔ تنکابن در مازندران است و عدهٔ دیه های آن ۱۶ و مساحت آن یک فرسخ است. مرکز آن کلیشم، حد شمالی آن: گلیجان. حد شرقی: سه هزاری. جنوب: کوه الموت. غربی: اشکور است. (از جغرافیای سیاسی کیهان).

کلمات هم‌قافیه با «دو هزار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید